سلام دوستان
اوم یه درد دله شایدم راهنمایی خاستم من 15 سالمه شمال زندگی میکنم ولی خب اهل اینجا نیستم شمالی نیسم خلاصه چند روز پیش با صاحب خونمون ی دعوایی پیش اومد یکم بزرگش کردن و خب اگه بخاد بندازتمون بیرون باید بریم شهرستان ینی اسباب کشی کنیم ما خودمون شهرستان خونه داریم شاید احمقانه باشه ک اومدیم اجاره نشینی ولی خب واقعا مدیون شدم با اومدنمون چون خیلیییی برام خوب شد باور کنین شهر از خیلی لحاظ ها بهتره تجربه کردم من 8 ساله مازندرانم و پامون از یه اشنایی ک اینجا دانشگاه اومده بود خلاصه من دلم نمیخاد برگردم شهرستان میدونید اونجا یه روستایه کوچیکه با یه عالمه عقاید و خرافات و نمیدونم چشم و هم چشمی از همه مهم تر من امسال انتخاب رشته عدل همین امسال بدبختیام شروع شد من دلم میخاد درس بخونم پیشرفت کنم پولدار بشم و خانوادمو پولدار کنم شادشون کنم تنها هدفم اینه اما خب برم روستا اینطوری نمیشه اونجا یه محیط خفه ست جایی برای پیشرفت دخترای بدبخت نداره من اونجا امنیت ندارم هم از نظر فرهنگی هم نمیدونم اونجا که برم سره چن ماه خاستگار میاد و مثله تمام همکلاسیام که اذدواج کردنو و طلاق گرفتن سرنوشت منم همین میشه دوست ندارم اینطوری😢 از یه طرفی مادربزرگم اینا یکم دخالت میکنن به ظاهرم گیر میدن موهام فره مسخره میکنن میگن چاقی در حالی ک وزنم مناسبه واقعا میخام ب مامانم بگم ولی اونم میگه وقتی خودمون خونه داریم چرا بریم زیر بار منت مردم این درسته خب ولی...😢