سلام
من ۲۰ سالمه و همسرم ۲۵ سالشه
هنوز نامزدیم و نرفتیم خونمون دوست بودیم که ازدواج کردیم خیلی همو دوست داشتیم و همچنان داریم
ولی یه اتفاق هایی افتاده که خیلی سر در گم شدم
دعوت شدیم به عروسی تو شهرستان و تولدم و شب یلدا هم بود تصمیم گرفتیم تولد و شب یلدا هم اونجا بمونیم
خلاصه عروسی تموم شد فردای عروسی شبش گوشی همسرم و برداشتم (تا حالا گوشیشو چک نکرده بود) خواستم نتشو روشن کنم یهو نمیدونم چیشد رفتم اینستاش چت های دوستش با همسرم و خوندم دوستش یه اسکرین شات از چالش با یه دختر فرستاده بود دختره گفته آدرس دقیق محل کارشو بده میخوام برم ببینمش بعد این اسکرین شات و فرستاده بود پایینشم نوشته بود طرف دنبالت میگرده چت هارو رفتم بالا تر دوستش گفته بود گلستان چیشد همسرم گفته بود فعلا قهره 😂 بعد خلاصه بهش نشون دادم یه جوری منو پیچوند بعدش تو شاتی که فرستاده بود شماره دختره افتاده بود بعد سرچ کردم تو گوشی همسرم سیو کرده بود سنگ :)خیلی هم جلو من تماس گرفته بود و همسرم جواب نمیداد میگفت یادم بنداز باید یراش پول بزنم دیگه گذشت و همسرم میگفت پای دختری وسط نیس :)بعد نصف شب گوشی و برداشتم چتشو تو واتساپ با دوستش خونده بودم شماره همین سنگی و داد دوستش گفته بود میگم دوستم بیاد :)دیگه خلاصه دعوا شد مادر همسرم هم پیشمون بود و فهمید و کلی داستان های دیگ الان نمیتونم کنار بیام و به آرامش فکری برسم :))))))))