چرا بیدارید؟
من حامله ام و یه بچه ی دیگه هم دارم الان تو قطارم و داریم میریم مشهد ولی انقدر که شوهرم با من سرد برخورد میکنه و با خانواده ی خودش خوب انگار نه انگار که اونا همیشه یه آتیشی به زندگی مون میندازن نمونه اش دفعه ی آخر با این که شوهرم برا خواهرش سوغاتی برد اما اونا برا بچه ام سوغاتی ندادن هیچ دور از جون بچه ام به من میگفت ایشالله بمیره حالا با چند تیکه خوراکی توراه و ۱۰۰ تومن پول شوهرم همه چی یادش رفت ازشون یه جوری حرف میزنه انگار که یه فرشته ان اون خوراکی و پولی هم که دادن برا اینه که ما از مشهد براشون سوغاتی بیاریم منم تا شوهرم یه کوچولو بد اخلاقی میکنه اشکم در میاد