شوهرم بارها بهم میگه این اسنپ و نصب کم که جایی گیر کردیی بتونی ماشین بگیریی خودت بریی خونه منم مدام تنبلیم میشه و همیشه هم بنده خدا خودش برام اسنپ میگیره برم جایی
خلاصه امروز بنده خدا تو جاده بود و من مجبور شدم خودم با سواری برم دکتر نگم که دو ساعت هم توی مطب دکتر معطل شدم خلاصه تا جواب آزمایش بگیرم و برگردم حدود ساعت پنج و نیم شیش شد
بعدش رفتم که سواری دوباره بگیرم برگردم دیدم اصلا مسیرشان به خونمون نمیخوره حتی دربست دیگه یه خورده پیاده روی کردم که برسم سر خیابون لااقل آژانس به چشمم خورده بود برم از اونجا آژانس بگیرم جالبه درش قفل بود 🙄
خلاصه پیاده رفتم تو خیابون دیگه نگم براتون سرم پایین بود و داشتم راه میرفتم سر چهار راه منتظر ماشین شدم یه آقای مسن موجهی دست بلند کردم گفتم فلان مسیر خیلی محترمانه گفت بفرمایید من بد بختم سوار شدم
بجز از علی نباشد بجهان گره گشایی ⚘⚘طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی ⚘⚘میدونیدتقوا یعنی چی؟؟ یعنی اگه یه هفته ازتمام کارهای مافیلم گرفتن وگفتن اعمال هفته گذشته ات در تلویزیون پخش شده ناراحت نشیم.⚘⚘تانیایی گره از کاربشروا نشود...درد ماجز به ظهور تو مداوا نشود⚘⚘