دوستان می خوام یه موضوع عجیب براتون تعریف کنم.
یکی از دوستان خانوادگی ما ۱۵ سال پیش براثر سرطان سینه فوت کرد .خیلی جوون بود و یه دختر و دوتا پسر نوجوون داشت.
پدر این بچه ها بلافاصله ازدواج کرد و نامادری رو آورد بالای سر بچه ها.البته الان همشون ازدواج کردن.
از همون زمان هر از گاهی اون دختر رو می دیدم و همیشه به هر بهانه ای برای مادرش گریه میکرد و عکس پروفایلش هم، عکس قبر مادرش بود و هر هفته میرفت سرخاکش ...
همیشه معده درد داشت و آدم عصبانی و پرخاشگری بود.وحتی بعداز ازدواج هم مرتب بچه خودش رو تنبیه میکرد.
توی صحبت های دکتر هلاکویی شنیده بودم که اگه کسی یکسال بعداز فوت عزیزانش به حالت عادی برنگرده و طوری رفتار کنه که انگار اون شخص تازه مرده ،به دلیل خشمیه که نسبت به اون شخص داره و یا خودش احساس گناه می کنه، بابت کارهایی که نسبت به اون شخص انجام داده و یا کارهایی که می تونسته ولی انجام نداده..
حالا او بعداز این همه سال به یه روانشناس خوب مراجعه کرده و اون دکتر تشخیص داده تمام ناراحتی ها و مشکلاتش به خاطر خشم و عصبانیتیه که نسبت به مادر خودش داشته !!.
گویا مادرش قبل از اینکه فوت کنه ،همیشه او رو تنبیه می کرده و یا با حرفاش اونو می رنجونده و این دختر از مادرش کینه داشت ولی ازبابت این حس، احساس گناه میکرد.بعداز این همه سال تازه فهمیده که مشکل کار از کجاست و جالبه که دکتر بهش گفته حتی اگه مادرت زنده بود احتمالا تو الان باهاش رفت و آمد نمی کردی پس اینقدر غصه نخور و این عزاداری رو تموم کن.