ساراجون باید یه تغییری توی زندگیت بدی عزیزم .حجم غصه و ناراحتی تو می تونم کاملا احساس کنم و دلم می خواد بهت کمک کنم .
تو بچه اولی .
خصوصیات بچه اول اینه :
🎈مسئولیت پذیر
🎈باوجدان
🎈قابل اعتماد
🎈کنترل گر
تو به خاطر اینکه بچه اولی دوست داری که مدام همسر و دخترت رو کنترل کنی و این کار دستت میده ،چون اونها زیر بار نمیرن و تو عصبانی میشی.
از صحبت هات فهمیدم که به خاطر اینکه نتونستی توی رشته دلخواهت ادامه تحصیل بدی ناراحتی و همسرت رو مقصر اصلی می دونی .
زندگی با خانواده همسر توی یه ساختمان و توقعاتی که اونها از تو دارند و دخالت هاشون از یه طرف و اینکه تو همیشه سعی داری جلوی خانواده خودت ،سربلند باشی و اونها به وجودت افتخار کنند ،باعث شده که تمام خشم و ناراحتی ها رو توی خودت بریزی و دچار افسردگی و اضطراب بشی.
دلت می خواست که بچه دار بشی و صد در صد ،استرس اینکه بچه دومت پسر بشه تا دهن مادر شوهر و بقیه فامیل رو ببندی هم از یه طرف دیگه ..(اینو می دونم چون ترک ها خیلی پسردوست هستن .)
حالا راهی که من بهت پیشنهاد می کنم اینه که اول از همه باید با خودت به صلح برسی .
خودت رو به خاطر همه کارهایی که کردی و نکردی ببخشی .بابت اینکه شاغل نیستی و نتونستی توی رشته مورد علاقت درس بخونی خودت رو ببخش .به خودت بگو عوضش یه دختر ناز و قشنگ مثل لیا دارم که باید تمام عشق و محبتم رو بهش بدم و این به صدتا دانشگاه می ارزه .
آقا حامد رو مقصر ندون چون هر کوتاهی که درحق تو کرده به خاطر نداشتن آگاهی و کم تجربگی اش کرده .
همه ما اشتباه می کنیم .اگر ما از گناه و اشتباه خودمون نگذریم ،هیچ وقت از گناه و اشتباه دیگران هم نمی گذریم .
هروقت از این مرحله رد شدی و تونستی خودت رو ببخشی
بعداز اون میتونی کم کم با همسرت هم مهربون تر باشی و درجواب حرفهایی که مثل گلوله آتیش به سمتت پرتاب می کنه ،گلوله ها رو بگیری و تبدیل به گُل کنی و دوباره سمت خودش پرتاب کنی .
الان فقط روی خودت کار کن .کتاب خوندن رو یه مدت بزار کنار و به خودت استراحت بده .بشین و خوب فکر کن و ببین خودت هم کجاها مقصر بودی .مسئولیت کارهات رو بپذیر و همه رو به گردن دیگری ننداز .آقا حامد اومد خواستگاری و تو می تونستی قبول نکنی و به درست ادامه بدی ،پس این گناه او نبود که عاشق تو شد خودت هم دوستش داشتی و هیچ اجباری در کار نبوده
نکته آخر اینکه دختر تو الان توی سن حساسیه .۴ سال دیگه وارد مرحله نوجوانی میشه و اگه تا اونموقع مشکلاتت رو حل نکنی ،این ناراحتی ها چندین برابر میشه ،چون نوجوون ها وارد مرحله خودخواهی و نمایش میشن و دیگه خیلی از پدرو مادر حساب نمی برن درنتیجه ممکنه به دوستان ناباب یا افسردگی و عصبانیت رو بیارن .
اگر دختری رابطه خوبی با پدر خودش نداشته باشه درآینده با همسر خودش و حتی پسر خودش هم نمی تونه خوب رفتار کنه و کلا با جنس مخالف مشکل داره پس هرچه زودتر دست به کار شو و به خاطر آینده لیا ،مشکلاتت رو حل کن .
ببخشید اگه حرفام تند بود ولی چون دوستت دارم ناچار بودم بهت بگم .❤❤