از اول بارداریم تا الان شوهرم یک روز خوش برام نذاشته کارم شب و روز گریست قبل بارداریم اصلا اینجوری نبود بچمم خواسته بوده و خودشم میخواسته ولی از هرروشی برای زجر دادن من استفاده کرد به خانوادم توهین کرد مادرمو فوش داد باهاشون کج خلقی کرد می دونست من رو بیرون رفتناش حساس شدم ولی بدتر کرد منو دوشب تنها گذاشت تو خونه رفت شهرستان پیش مادرش منو همش ول می کنه تو خونه برای خودش یا با رفیقاش بیرون یا نمی دونم کجایه بهشم که گفتم بدتر می کنه به جای اینکه بشینه سر جاش از دستی تو همون روز دوباره گفت برو پایین من میرم بیرون همش غر میزنه خسته شدم از بس گریه کردم ماه هشتم و مدام در حال گریه کردن حتی می دونست من رو سیگار کشیدنش حساسم اونم شروع کرد