عصبی در حالی که سیگاری روشن کرده بود و دستای بزرگش از اعصبانیت میلرزید داد زد ؛اصلا تو قلبمو بگیر مچالش کن،بگیر بکن پرتش کن وسط خیابون یه تریلی 18چرخ از روش رد بشه،یه کارد بزرگو بگیر وقتی که از دستم عصبی پشت هم بزن توش اینقدر که لاشه هاش پرت شه اینور و اونور و خون صورتتو خال خالی کنه
اما تهش چی ها؟تهش چی؟خودت اون تویی خودتو کشتی نه منو
مسیری رو در پیش گرفت و دوباره برگشت پوکی محکم از سیگار گرفت و از میون دندوناش گفت؛گیرم از اونجا رفتی بیرون
ضربه ای با انگشت فاکش به گیجگاهش زد و گفت:از اینجا چی از اینجام میتونی بیرونش کنی؟
#ژین آ