http://ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=200333&PageNumber=1 دوستانی که دوشب پیش تو این تاپیک دلداریم دادند.........ادامه ماجرا...... دوشب تنها بودم......تا 24ساعت موبایلش خاموش بود....مادرشوهرم زنگ زد گفت امیر به من زنگ زد صداش خوب نبود چیزی شده؟منم گفتم من حرفی نزنم بهتره.......بعدش مامانم زنگ زد که بیاد بازدید عیدمان را پس بده....منم گفتم همسرم نیست....آمدند قضیه را گفتم.....امروز همسرم آمد وسایلش را برداشت.......گفت که تا یک ماه دیگه دادگاه قضیه مارا روشن میکنه.....خانه هم پس دادم وسایلت را جمع کن...گفتم بخاطر بچه تجدید نظر کن......گفت بچه مال خودت با هیچ بهانه ای نمی توونی من را راضی کنی؟؟؟؟؟؟؟ حالا چه کنم؟ پروسه طلاق چقدر طول میکشه؟........من چه حقوقی دارم؟
دیروزبرای کودکی گریستم که کفش نداشت...امروزبرای مردی که پاندارد...فردابرای خود که هیچ!!!!!!!!
مونی جون شما بچه نداری عزیزم( منظورم اینه که از نظر عاطفی مستقیم درگیر نیستی) و شاید ندیدی که بچه از جدایی پدر و مادر چه لطمه هایی که نمی خوره!!!! شاید تو آلمان این مسئله جا افتاده باشه ولی تو ایران خیلی سخته البته با این حرفت که مادر تو سری خور به درد بچه نمی خوره موافقم و صد البته با پروسه کند شدن ماجرا
معجزه برای قلبی اتفاق می افتد که آرام و خاموش آن را پذیرا باشد.
مونی جان دوست خوبم اگه پستای منو بخونی من موافق منت کشی نبودم و نیستم جاده خاکی هم با اجازت نزدم صحبت المان هم کنایه به شما نبود کما اینکه خود من اگه تو یه کشور دیگه زندگی می کردم( کما اینکه ایرانی هستم) تصمیمای متفاوتی می گرفتم و به دیگران هم توصیه های متفاوتی می کردم منظور من اینه که شرایط آهو فرق داره و تا توی این شرایط نباشی برات سخته که بدونی چه راهی بهتره به هر حال از این تاپیک قراره آهو استفاده کنه و جوابی هم که من به شما دوست عزیزم دادم در راستای همین مسئله بود( تعدیل نظر شما برای راهنمایی به آهو) امیدوارم نرنجیده باشی
معجزه برای قلبی اتفاق می افتد که آرام و خاموش آن را پذیرا باشد.