سلام دوستا
من یه قضییه ای خیلی فکرمو درگیر کرده میخوام نظراتتونو بدونم
شوهرم یه دوستی داره که با دوس من ازدواج کرده 3سالی میشه
دوستشم کلا پسره هرره ای بود کلا حتی قبل ازدواجشون من به رفیقم گفتم خوب نیست پسره ولی خب اون گوش نکرد عاشقش بود ازدواج کردن
از وقتی این اتفاق افتاده ای پسره خیلی با شوهر من باهمن جوری که من خونه نیستم میاد با شوهرم قلیون میکشه
حالا قضیه اینه که هر موقع میبینمش چشمش خیلی به منه همش دیدم میزد جوری که شوهرمم فهمید چند دفع هم به شوهرم گفتش بیاین بریم مشهد با زنامون اما من قبول نکردم یبارم خونشون دعوتم کرد بازم قبول نکردم شوهرمم فهمید رو من حساس شده
من هر چی بهش میگم رابطه تو باهاش قطع کن گوش نمیده اون پسره هم الان رو نرو من داره راه میره همش زیر گوش شوهرم میخونه که به زنت رو نده خیلی زن ذلیلی جوری که حتی به دوستمم گفته که شوهر من خیلی زن ذلیله اینا شوهرمم وقتی با اونه اخلاقش باهام یه جوره دیگست
ببخشید طولانی شد حالا من چیکار کنم لطفا بگین