دلم خیلی شکسته. همش هوای پرتی دارم امروز داشتم جارو میکشیدم . یهو .... بابا بزرگم از ته راهرو اومد و میگفت کره کره.
بعد من گفتم بله ما من کاری داری میگه مگه نمیشنوی . منم داشتم جارو برقی میکشیدم خونمونم خیلی بزرگه . بعد گفتم بله رفتم سمت اتاقش گفتم کاری داشتی بابا بزرگ « باباجون» گفت خنگی مگه! ببین حالت چی میگه .
خالم و بابا بزرگم تصادف کرده بودن ۲۰ روز پیش . بیشترین اسیب رو خالم دید که کمرش ۳ مهره اش شکست و دستش پلاتین .... ولی کمرش با کمربند و اینا و فیزیک تراپی خوب میشه . لدلیشم اینه خونه مامان بزرگم موندم کمکشون کنم و مامانمم نیست رفته به خونه سر بزنه به چند روزی . حتی مامانم بعضی وقتا بهم میگه تو هوای پرتی و اصلا کار خونه یاد نیستی .
کی این مشقات تموم میشه همش تو درسی اصلا به فکر نیستی . خیلی هوای پرتی . یخرده کمک کن . .... و