2777
2789
عنوان

پرت

279 بازدید | 0 پست

پاشدم و همونطور که کلافه روی میزو جم و جور میکردم گفتم:

میخوام برم 

یه دستش سیگار بود و یه دستش ایپد متوسطش و پاهای چپش رو پای راستش ولو روی میز بود 

نگاهی بم کرد و با انگشت شصتش ضربه ای به صفحه ایپدش زد و گفت:کجا

گفتم :نمیدونم ،فقط گاهی دلم میخواد برم ،تنها باشم ،حوصله هیچ چیز و هیچکسو ندارم،یه وقتا فقط و فقط دلم یه گوشه دنج و ترسناک و ارامش میخواد 

ابرویی بالا انداخت ،کام محکمی گرفت و با انگشت حلقش وسط ابروهاشو دستی کشید و گفت:حتی من نه؟

گفتم :چی؟

گفت:از منم فراری؟

پوزخندای همیشگیمو زدم و گفتم:اره چون یوقتایی بودنم بهت هیچ کمکی نمیکنه،مثلا الان ایپدتو به من ترجیح دادی چرا چون من راضیت نمیکنم چون توام گاهی نیاز به تنهایی داری برای خودت بودن 

ایپدشو پرت کرد رو میز و با عصبانیت برگشت سمتم و گفت:ببین نمیدونم از چی و کی دلگیری،اما میدونم و میشناسم خودمو که اینایی که گفتی هیچ رقمه به قد و قواره من نمیخوره ،چون به اخرین چیزی که فکر میکنم اینه که حضورت برام کافی نباشه که تو ،تویی که کلی تلاش کردم برای این لحظه که وقتی وسط کارمم بدونم تو توی خونه ای 

مطمئن باش من تنهایی هامم با تو میخوام ،حتی وقتی سرم تو ایپدمه و تو فکر میکنی حواسم بهت نیست و غرق دنیای خودمم ،من تو دلم دارم فکر میکنم چیکار کنم که بهتر شی چیکار کنم بهت گیر ندم چیکار کنم اونجور زیرزیرکی بغضتو قورت ندی

حقم این نیست باور کن

سکوت کردم ،با کمی خجالت

پاشد ،اومد سمتم ،با شصتش چونمو اورد بالا و نوازشش کرد و گفت:حالام پاشو ببرمت بزارمت تو همون کلبه ای دنجی که دلت میخواد 

خواست بره دستشو گرفتم،اشکم چکید

گفتم:نمیخوامش،حرفات بیشتر از اون کلبه چوبی ارومم کرد 

کف دستشو بوسیدم و حس کردم بازم این حرفم دل شکستگیشو پینه نزد

#ژین آ

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108