دیروز میخواستم بعد چن ماه برم خونه خواهرشوهرم پیام دادم بهش ک مهمون نمیخوای سریع سین کرد ولی بعد یکساعت جواب داد بفرمایین بیاین فقد من ظهر میرم بیرون... منم گفتم باشه مزاحم نمیشم ی روز دیگه میام بعد دوساعت جواب داد فدات دیگه هیچی نگفت که حالا ی روز دیگه بیا یا اومدم خونه بعد بیا... واسه بار سومه میخوام برم خونشون میگه میخوام برم بیرون... بعدمادرشوهرمم میگه شما قطع رابطه کردین با دختر عزیزم رفت وآمد نمیکنین بیچاره گناه داره برید بهش سر بزنید دیگه نمیدونه دخترش مارو راه نمیده
خوب همین ها رو به مادرشوهر تون بگید قبول نکرد پیامها رو نشونش بدین
میشه برای شفای پدرم و حل مشکلاتم یه صلوات یا حمد شفا بخونید اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ. ان شاءالله خیر و برکتش به زندگی خودتون برگرده
وقتی میری خونه مادرشوهرت اونم اونجاست بگو فلانی مثلا اخروهفته میام خونه اتون دور هم باشیم خیلی وقته نیومدم خونه اتون که نتونه بگه نه یا اگه گفت هم مادرش بشنوه و بعد نگه نرفتی بهش سربزنی
خب زنگ بزن مادرشوهرت باهاش حرف بزن بعد بگو ارهگفتم امروز سرم خلوته یه سری به فلانی بزنم البته اگه خونه باشه دوسه بار تا حالا گفتم بهش و نبود دیگه خودش به دخترش میگه اینو