منو شوهرم از طریق خواهرش آشنا شدیم با هم وقتی من ۱۶ ۱۷ ساله بودم، خواهر شوهرم میومد خونمون برای درس یا تعریف کردنی، رو شوهرم کراش داشتم خیلی مهربون و اقا منشانه رفتار میکرد اونموقع من ۱۶ بودم اون ۲۲، بعد دو سال پیشنهاد دوستی داد تا گذشتتت تابستون امسال عقد کردیم و الانم ۱ ماهه عروسی کردیم، تو این مدتم بابام شرط کرده بود بعد از درس و دانشگات میذارم ازدواج کنید😊
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.