طوری شدم ک به همه حسادت میکنم به دوستام به همه به خواهرام به همه وقتی شوهرای اونارو میبینم شوهر من یکن احساس نداره حتی وقتی میگم منو جایی ببر دعوا میکنه باهام خونه کسی حتی منو نمیبره حتی اگه کسی بیاد خونم منو میزنه حتی اگه خانواده خودشم باشه من تو خانواده مرفعی بودم اما این تمام اون مرفعی هایی ک توی ۱۸ سال زندگیمو داشتم کم کم داره ازم میگره همه رو داره همه چیز زندگیمو تغییر میده گاهی دلم واس مجردی تنگ میشه موشهایی ک نازم خریدار داشت موقعی ک چیزی میخواستم به جایی یک چیز صدتا چیز فراهم بود