یکی از دوستام که خیلی بهش وابسته بودم ازدواج کرد
بعد از اون من دیگه کلا انگیزه زندگیم از دست دادم
نه به درسم
نه به خیاطیم
نه به خانوادم
دیگه به هیچی نرسیدم
بدتر از اون فکر میکنم که یه نفر و دوست دارم در حالی که علاقه اینجوری رو اصلا باور ندارم
فکر میکنم به خاطر دوستم دارم کشش به اون پیدا میکنم
حالم خیلی بده
سر درد گرفتم و تیک عصبی
یه راهی پیشنهاد بدید به زندگیم برگردم
پ.ن اون دوستم عین یه خواهر برام بود و همه کارامون مثل هم بود