2821
2789
عنوان

کورد ها

133 بازدید | 12 پست

اقا شما ها عشقتون با چه کلماتی صدا میزنید بهم بگید

فقط 3 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

روز جمعه هفت اذر ماه بی بی چکم مثبت شد خدایا شکرت بعد دو سال و نیم منو لایق دونستی ۸ اذر تیتر بتام مثبت شد عددش ۲۲۸۹ منتظرم برم صدا تالاپ تالاپ قلبشو بشنوم مادر به فداتت خدایا شکرت ۲۶ آذر صدای قلبشو شنیدم😭 اگه میتونستم به تمام کسانی که نازایی دارن میگم تمام مراحل تشخیصی را انجام بدید من با عکس رنگی رحم باردار شدم

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

گیانم

کورد نیستم البته و از خودم دراوردم😐😂

از اونی که روزی ده بار می‌گفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه‌ کننده‌ترین حس دنیاست🥲

نازارم 

اسمش + گیان

از اونی که روزی ده بار می‌گفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه‌ کننده‌ترین حس دنیاست🥲
نیریم😐💔

یعنی چی؟

فقط 3 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

روز جمعه هفت اذر ماه بی بی چکم مثبت شد خدایا شکرت بعد دو سال و نیم منو لایق دونستی ۸ اذر تیتر بتام مثبت شد عددش ۲۲۸۹ منتظرم برم صدا تالاپ تالاپ قلبشو بشنوم مادر به فداتت خدایا شکرت ۲۶ آذر صدای قلبشو شنیدم😭 اگه میتونستم به تمام کسانی که نازایی دارن میگم تمام مراحل تشخیصی را انجام بدید من با عکس رنگی رحم باردار شدم

هناسه

سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟
2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سلام سلام

ziba_jooni | 8 ساعت پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز