داداشم وام میخواست دو سال پیش به شوهرم گفتم ضامنش نشو اون سر کار نمیره همش به فکر خوش گذرونی یللی تخلیه!!زنش از خودش بدتر!گفتم داداش منه من میگم ضامن نشو!به حرفم گوش نداد!گفتم فردا که جلو حسابتو بگیرن ،به من ربطی نداره از قسط و وام با من هیچ حرفی نمیزنی.....
هیچی دیگه شوهرم ناراحته ،امروز سر کار نرفت!من از اون بدتر !هزارتومن نداریم جلو حسابمون رو بستن !اون برجی ۴۰۰ نداشته بده حالا سی و هشت میلیون از کجا میخواد بیاره