همیشه توی چنین مناسبتهایی خانواده ها دور هم جمع میشن اون روز ، روز عزاس برای من
امروز انقدر ک گریه کردم سرم در حال ترکیدنه .
به اسم فقط ی خانواده ایم ولی من خانواده ای ندارم بابا مامانم از هم متنفرن حتی ب هم سلامم نمیکنن
انقدر مشکلات اقتصادی زیاد شده ک همش یاد حرف مامانم میوفتم ک گفت اولین دعا سال تحویلم این بود ک سال دیگه زنده نباشم۰😭😭😭
واقعا حتی خودمم دلم میخاد بمیرم
بابام ی عالمه مریضه ولی مجبوره از ۴ صب تا ۸ شب کار کنه مریضی شدید اعصاب داره
مامانم بی احساسه
احساس تنهایی شدیدی میکنم . واقعا خیلی بدبختپ نه؟ 😭😭😭
با پسری دوست شدم یکسال بیشتره عاشقشم اونم میگه عاشقمه ولی ترس از ته رابطمون و اینکه بهش میرسم یا نه دیوونم میکنه
خیلی حالم بده ببخشید اینا فقط درد و دل من بود ک نمیدونم باید چجوری طاقت بیارم