دیشب شوهرمگفته که شب میریم خونه باباش دوست ندارم برم بخاطر حرفایی که داداش جانش زده توتاپیکا هست امشب شب چله اونم هس که خانواده زنش میان اونجا حالااصرارداره بایدبریم چکارکنم چجوری حالیش کنم که تاوقتی برادرش باشه من اونجانمیرم میدونم برم هم ی چیزی میگه منم جوابشومیدم شب همه روخراب میکنیم .بهش میگم بریم خونه بابام میگه پارسال اونجابودی بایدبریم خونه بابام .چکارکنم دوست ندارم برم آخه اوندفعه لجم ازاین گرفت هیچکی چیزی بهش نگف اینافقط دلشون میخادمنوجلوشون ضایع بشم .دوست دارم برم خونه بابام ده دفعه هم زنگ زدن ..حالا چکارکنم