تو تاپیک یکی به آخریم گفتم شب یلدا میخوان با مامان بابام بیان خونمون و خود پدر شوهرم غذا و میوه بیاره چون یلدایی اوله خونه خودمون هستیم ...بعد گفت مجتبی اینا رم بگید چون من اونا رو هنوز دعوت نکردم (برادر شوهر کوچیکم ) من نه گفتم آره نه گفتم نه گفتم مشورت میکنیم بهتون خبر میدم بعد به شوهرم گفتم من نمیخوام مجتبی رو بگم اصلا خوشم نمیاد خرج مهمونی منو یکی دیگه بده و برنامه من این نبود شب یلدا اونا رو بگم شوهرم چیزی نگفت گفت باشه امروز مادر شوهرم گفت دیشب مجتبی رو دیدم بهش گفتم شماهم شب یلدا بیاید خونه فلانی !آخه بدون هماهنگی با من رفته دعوت کرده بعد من اصلا با این برادر شوهرم و جاریم اوکی نیستم زیاد به دلایلی اصلا خوشم نیومد رفته بی هماهنگی با من دعوت کرده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
در سرزمینی که سقفها سوراخاند از مردم میخواهند به باران شک نکنند.نان هر روز کوچکتر میشود، اما دستانی که آن را میپزند، هر روز بزرگتر. عجیب نیست که شهر فرو میریزد، وقتی نگهبانانش، معمار ترکها هستند.مردم ساکتاند و سکوت، نه از ترس، که از شمارش می آید. شهر پر از اسم هاییست که دیگر صدا ندارند، اما از حافظه پاک نشدهاند. هر چه بیشتر حذف میکنند، حافظه فشرده تر میشود؛ و چیزی که فشرده شود، اگر نترکد، میبرد.این وضع ماندنی نیست، چون با خاموش کردن صدا، معنا از بین نمیرود؛ فقط عمیقتر میشود. آنها به این آرامش دل بستهاند، بی آن که بفهمند سکوتی که با زور ساخته شود، تکیهگاه نیست. ما این اسم ها را به خاطر میسپاریم ، نه برای سوگواری همیشگی، برای این که فراموشی، آخرین چیزیست که اتفاق نخواهد افتاد.... #ahura
از اونی که روزی ده بار میگفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه کنندهترین حس دنیاست🥲
چیزی به مادر شوهرم نگفتم و به شوهرمم هنوز حرفی نزدم وقتی کسی اینجوری رفتار میکنه به من به عنوان یه آدم مستقل احترام نداشته من خودم باید تصمیم بگیرم کی رو چه موقع دعوت کنم
از اونی که روزی ده بار میگفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه کنندهترین حس دنیاست🥲
از دید یه مادر پدر بهشون نگاه کن دوس دارن بچه هاشون باهم خوب باشن و دور هم باشین دنیا دوروزه سخت نگیر توام با یه تیر دو نشون بزن یه هدیه بخر به عنوان پاگشا کردن شامو پذیرایتم که پدر شوهر میده.اینجوری خودتم تو خانوادشون عزیز میکنی هم پیش شوهرت منتم داری که اونارو دعوت کردی