درددلام خیلی زیاده نمیدونم به کی بگم!:)
نمیدونم چرا انقد عاشقشم، مظلوم ترینه، یه پدر عوضی داشتم که انقد کتکش زد و اذیتش کرد مامانم مجبور به جدایی شد اونم بعد سه تا بچه، دیگه کم مونده بود مادرمو بکشه، بعدشم داداش کوچکم که هفت سالش بود از مادرم گرفت من نذاشته مامانم سه ماه ببینتش😭لعنت به دادگاهای ایران که انقد آدمو معطل میکنن ، که تا عید هم معلوم نیست دادگاه ملاقات فرزند تشکیل بشه یا نه ، منم که راه دور ازدواج کردم ۱۹ سالمه ولی بخاطر ظلم پدرم مجبور شدم زود ازدواج کنم ولی خداروشکر هم همسرم هم خانوادش خیلی ماهن، وقتی ی مامانم فکر میکنم قلبم میسوزه میدونم کلی غصه تو دلشه چون اونم تو شهر غریب ازدواج کرده، همه چیزشو باخت ، غم طلاق ، غم دوری از بچه هاش ای خدا یه نگاهی هم به ما بنداز ای خدا خودت ریشه ظلمو بسوزون خودت جواب بابامو بدع الان تو اتوبوسم و دارم برمیگردم شهر خودمون خیلی غم دارم همش اشکم میریزه ، تروخدا برامون دعا کنید زندگیمون خوب شه انقد فاصله بینمون نباشه مامانم بتونه داداشامو ببینه😭😭😭