بچهاااا من خیلی خونه مادرشوهرم نمیرم هرروز زنگ میزنه چرا نمیای بعد سه ماه شب یه سررفتم چایی ظهرش اورده واسم هیچی نگفتم ،باز دیشب رفتم چایی گذاشته کنارش میگه خودت بریز بخور ، بعد اش یه قابلمه پخته یه بشقاب کشید داد بهم گفت این واسه نوه م کاش یه تعارف ب من کرده بود بخدا یه لیوان آبم نخوردم پاشدم اومدم خونه😔
نرو تنهایی به هیچ وحه نرو تا دعوتت نکرده نرو منم خیلی وقته نرفتم ادم دشمنشم مهمونش باشه باید با روی گشاده پذیرایی کنه،تعجب اینه چرا هی بهت زنگ میزنه چرا نمیای!برا من اصصصلا نمیگه
خب وقتی اومدی خونه به شوهرت بگو خونه شما بوده ومن غریبه هستم اونجا باید خودت مثل مهمون ازم پذیرابی کنی مثل زمانی که تو بیای خونه پدرم و اگه اونا پذیرایی نکنن من ارثزت پذیرایی باید بکنم