چند روز پیش من رفتم آنومالی برگشتنی مادرشوهر زنگ زد که شیرینی بخرید بیارید سر راه شوهرم گف نه مامان ان شاء الله بسلامتی دنیا بیاد من کل محل رو شیرینی میدم خلاصه که اصرار و نه باید بگیری و فلان ما دور زدیم و ۳کیلو شیرینی خریدیم با ذوق اومدیم نشستیم شیرینی رو باز نکرده برادرشوهرم و دخترش ته جعبه رو درآوردن یعنی از اون شیرینی یدونه من خوردم یدونه شوهرم برادرشوهرم وقتی سیرشد برگشت گفت جنسیتش پسره خریدین؟اگه دختر بود نمیگرفتین؟که منو شوهرم نگا کردیم بهم بهش گفتم مگه نگفتم نگیر بیا همینو میخواستی بشنوی من خیلی ناراحت شدم چون واقعا برام جنسیت مهم نیس فقط به حق پنج تن سالم باشه منم موند و امروز به جاریم گفتم اصلا نباید همچین حرفی رو به زبون میاورد خیلی حرف بدی زد حتما واسه خودتون فرق داره که فکر میکنید واسه ماهم اینجوره اونم خودشو از تک و تا ننداخت که نه با یه منظوری نگفته یه همچین اخلاقی داره تو بزرگ میکنی گفتم یکی بگه بهت چقدر زورت میاد میگف که نه چیزی نگفته و فلان حالا از وقتی اومدم خونه میگم عجب غلطی کردم شاید من بزرگ کردم موضوعو ولی ازینور میگم هرکی بود ناراحت میشد شما چی میگید؟تو یه پست گفتم لطفا حتی شده یه کلمه ای جواب بدید