نه اصلا ولی خدایی خیلی اذیت میشم همش از خواب می پرم کابوس احساس میکنم کسی هست نمیدونم خل شدم
اره سنگینی بختک انگار منم قبلن ایطور میشدم چون همش داستانای ترسناک میخوندم حتا تو حموم دستشویی کسی باخودم میبردم حس امنیت نمیکردم تا رد پای جن دید و اینکه بابام یکیشونو دید
اگه نذر آقا امام زمان باشه چقد کمک میکردی برا حاجت روایی💚
هیچ قرآن میذاشتم زیر سرم ورد میخونم سوره ایی چیزی من خیلی ترسناک بود بالا اتاق پذایرایی خونه بابام صدا سم اسب میدا بخدا انگار همش شبا درحال حرکت انگار گوسفند بالا گذاشتیم ترسناک بود
اگه نذر آقا امام زمان باشه چقد کمک میکردی برا حاجت روایی💚
روزای اول خواب نداشتم بیقرار ذهنمم درگیرشون منو ب طرفشون میکشید شبا تاصب بیدار از تاریکی وحشت توحموم بالباسام حموم میکردم ب مدت یک دقیقه وخواهرمم پیشم دستشویی هم همینطور روزای اول عروسیم حتا شوهرم بره بیرون تو حیات مینشستم تا بیاد
اگه نذر آقا امام زمان باشه چقد کمک میکردی برا حاجت روایی💚