اولی که با زرنگی یه مغازه رو کامل به نام خودش کرد و بعدا به مادر و خالم خبر داد که آره بیاید یه مغازه بنامتون بشه..دومی که دختر گرفتن و از قبل مادرزنه می خورن و می چرن...سومی که دخترشو کسی نمی گرفت اومد قالب برادرزادش کرد...اما ناکام تر از همشون که می خواست زرنگی کنه اما نتونست مارشوهرم که می خواست غیابی منو طلاق بده چیزی به من نرسه و بره برای پسرش زن بگیره که نتونست... مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین شده مثل ایشون..