تو یه جمعی داشتم ادا یکیو در میوردم که زندایی یکی از دخترا بودبعد همه بهم اشاره میکردن چشمک میزدن میپریدن توحرفم
منم بلند گفتم خو چیه اشاره میدی
گفت داری از زندایی زهرا حرف میزنی هاااا قیافم شوک زده شده بود چون حواسم نبودمنم الکی گفتم خودم میدونم...
فقط خواستم جمعش کنم 😂😂🤦🏼♀️