من ی بار جایی رفتیم/خواهرم حامله بود/بعد ب دلم افتاد ک بگم یه چیزی قربونی کن واسه بچت ک سالم بدنیا بیاد/بعد از ی مدت بچش سقط شد/منم این حرفم یادم رفته بود/تا دیدم ی روز گفت یادته ایم حرفو زدی/خودم تعجب کردم/گفت چشمت شوره/گفتم باو من ی حرفی زدم فقط_چ میدونستم اینطوری میشه😑😐