2821
2789
عنوان

طلاق تو عقد

1059 بازدید | 32 پست

سلام نمیدونم از کجا شروع کنم ولی از یک جایی شروع میکنم من تو یک خانواده ۶ نفره بزرگ شدم پدرم سه سال فوت کرده یکی از برادرام زن داره و اما اصل قضیه خواهر یکبار تو عقد کردگی و یکبار تو عروسی جدا شده و برادرم کوچیکمم همینطور تو عقد کردگی جدا شد تا اینکه رسید به من ، من ۲۱ سالمه خواستگار داشتم تا اینکه یک اقایی اومد خواستگاریم متولد ۷۴ دهنم بسته شد یکماه رفتم اومدم دیدم همه چی رو ولی باز دهنم بسته بود یه خانواده فوق العاده بی فرهنگ از اول که عقد کردم از مرداد ما یکسره دعوا داشتیم یکسره ها به قدری من همش گریه میکردم تا اینکه داشتم افسرده میشدم همه جور دعوا به امضام گیر میداد به پوشیدن لباسم با حرف زدن با دوستام ج..ده اشون میکرد حتی به من میگفت تو خیانت میکنی با کسی هستی اینا تا اینکه من یه دوره بد افتادم تو دوره گریه اومد گفت همه اینا امتحان بود مامانم یادم میداد میگفت اینکار کن باهاش به گفته خودش من میام تو تیم تو خانواده ام کین بازم دعوا داشتیم خودش هی تهمت میزد باز تازه دوبار خودکشی کرد یکبار با قرص یکبار با مرگ موش که مثلا دوستت دارم ولی تو ن خیانت میکنی دلت با من نیس به کسی فک میکنی گذشت گذشت دعوا ما شدیدتر میشد هی مامانم خاک میریخت مارو اروم میکرد که من جدا نشم ازش داداشم نفهمه تا اینکه چندشب پیش مامانش شروع کرد سرم داد زدن دخترجون باید بیای پیش ما زندگی کنی این فیتیله رو از گوشت بیرون کن که بخوای بچه امون رو ازمون جدا کنی باید بیای پیش ما زندگی کنی من ول کردم اومدم خونمون به داداشم اینا زنگ زد رفتن اونجا داداشم سرش قاطی کرده بود اینا خلاصه بگم اوناهم دیدن بی احترامی میکنن ول کردن اومدن  ۱۲ روزه ن زنگ زدن ن اومدن روز ۱۳ام اومد همسر اشتی کرد گفت از نظر خانواده ام تو تموم شده ای من تنهایی خودم اومدم میخوامت حتی روزی هم که اومدن برای اشتی از من رابطه خواستن من مجبور به رابطه کرد روز سوم اشتی گفت اینقدر اذیتت میکنم تا دلسرد بشی ازم بهش گفتم قصد اینه اذیت کنی بری گفت اره تموم طلاق دیگه نمیخوامت نمیگم من خوبم ن منم زیاد باهاش قهر میکردم ولی خب اشتباه میکرد که قهر میکردم خانواده ام به جرم اینکه اون دوتا بچه طلاق گرفتن من حق طلاق گرفتن ندارم باید بسازم حتی شب اخر بهش گفتم دیگه نمیخوامت تموم اونم رفت به خانواده اش گفت و بار به همسرم گفتم دوستش ندارم و ازش متنفرم منو یکشب زوری مجبور به رابطه کرد من گریه میکردم ایشون کارشون رو انجام میدادن حتی میدیدن من گریه میکنم ادامه میدادن بین دوراهی بدی موندم خواستن یا نخواستن برادرم میگه حالا طلاق بگیری یکی گیرت میاد بدتر از این میزنه اش و لاشت میکنه از نظر سفر و ولخرجی خیلی خوبه ولی خب بقیه چیزاش بده نمیدونم چیکار کنم اخه خونه اشون نمیتونم برم زندگی کنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

داداشت گ وه میخوره

خودت بدبخت نکن این دوروز دیگه به زدنت هم میرسه

اگه امضامو میخونی برای اینکه خونه رویایی خودمو بخرم یه صلوات بفرست ممنون ❤️بگین منم برای شما دعا کنم 🌹

ول کن بابا طلاق بگیر جون خودتو راحت کن کی گفته بعد طلاق بدتر سرت میاد ؟؟من خیلیا رو دیدم بعد طلاق زندگی بهتری دارن نمیگم مشکل ندارن هیچ کسی تو این دنیا بی مشکل نیست ولی این اقا همه ی بدی ها رو باهم داره از الان خودتو بدبخت نکن اگه سنت بالا بود میگفتی اشکال نداره ولی تازه اول جوونیته 

چرا برادرت فک میکنه بدتر میاد تو لایق یه رابطه پر از عشقی و مطمئن باش یه ادم خیلی بهتر میاد تو زندگی ...

یکسره منو محکوم میکنن باهام دعوا میکنن حتی راضین برم باهاش تو خونه مادرش زندگی کنم ارامش من براشون مهم نی حتی میگن ادمی که بخواد زندگی کنه همه جوره زندگی میکنه تو برو سر زندگیت شوهرت خوب میشه

خوب فکراتو کن.اگه رابطه داشتی با کسی که عروسی کرده فرقی نداری.لطفا لطفا اول زندگیت رو درست کن بعد بچه دار شو.دو روز دیگه بهت نگن بچه بیار درست میشه که همش الکیه فقط بی گناه دیگه هم وارد سختیهای زندگی میشه

ول کن بابا طلاق بگیر جون خودتو راحت کن کی گفته بعد طلاق بدتر سرت میاد ؟؟من خیلیا رو دیدم بعد طلاق زن ...

خانواده ام بعداز طلاق دیوونم میکنن همین الان هم دیوونم کردن قهرم باهاشون گفتم اگه میخواین برم کف پای مادرشوهرم بوس کنم اشتی کنم تا شما راحت بشین مامانم گفت اره 

داداشت گ وه میخوره خودت بدبخت نکن این دوروز دیگه به زدنت هم میرسه

نمیدونم والا اینم بگم من شب اخر تو دعوا بهش گفتم مامانت پاچه منو گرفت یکبار هم جلو برادرم ضایعش کردم گفت فضوله

بین دوراهی موندم سخت 

بخدا مرد شکاک دو راهی نداره خونه پدرت گشنگی بکشی بهتره تا اون زندگی وای جدا شو توروخدا 😑😑😑

خیلی حریر بیتحمل هستم؛ با شما پوستکلفتها و گستاخها دووم نمیارم، پژمرده میشم، میمیرم.

خوب فکراتو کن.اگه رابطه داشتی با کسی که عروسی کرده فرقی نداری.لطفا لطفا اول زندگیت رو درست کن بعد بچ ...

اتفاقا خود همسرمم میگه بچه بیاریم دیگ مادرم دخالت نمیکنن راحت زندگی میکنیم ولی خیلی به حرف مادرشه ولی خداروشکر دخترم هنوز

یکسره منو محکوم میکنن باهام دعوا میکنن حتی راضین برم باهاش تو خونه مادرش زندگی کنم ارامش من براشون م ...

نه مخالفم کسی که اهل زندگی نباشه تو هرکاریم کنی اهل زندگی نمیشه اگرم بشه باید نصف موهات سفید بشه مگه چقد عمر میکنی جوونی لیاقتت یه زندگیه پر ارامشه الان از این رابطه سمی بیا بیرون و اصلا به این فکر نکن کی میاد کی نمیاد ارامشت در الویت باشه خودتو دوست داشته باش تا کسی که مناسبته و لایقته بیاد تو زندگیت

نمیدونم والا اینم بگم من شب اخر تو دعوا بهش گفتم مامانت پاچه منو گرفت یکبار هم جلو برادرم ضایعش کردم ...

خیلی خوب کردی 

اگه امضامو میخونی برای اینکه خونه رویایی خودمو بخرم یه صلوات بفرست ممنون ❤️بگین منم برای شما دعا کنم 🌹

اتفاقا خود همسرمم میگه بچه بیاریم دیگ مادرم دخالت نمیکنن راحت زندگی میکنیم ولی خیلی به حرف مادرشه ول ...

خب اگه دختری میتونی طلاق بگیری اسمشو از شناسنامت پاک کنی.ولی به نظرم اول تمام تلاشتو برا نگه داشتن زندکیت کن بعد تصمیم بگیر.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2828
2791
2779
2792