توی تاپیکای قبلی ام گفتم که خیلی تنهام توی دانشگاه و دوستی ندارم. ولی با چند نفر خوبم. چند مدت پیش هم یکی از همین دخترا که باشون خوبم، دعوتم کرد بیرون. الان این دختره بیمار شده😢. عمل جراحی کرده و هنوزم باید بمونه بیمارستان. دختره خوابگاهیه. توی خوابگاه خیلی دوست های زیادی داره، با هم خیلی صمیمین. طوری که امروز رفتم عیادتش اصلا من خیلی ساکت بودم چون اونا کلی حرف داشتن با هم بزنن.
حالا من امروز رفتم دیدنش، دوبار هم بهش زنگ زدم. به نظرتون یه شب هم بمونم پیشش؟؟؟.
نمیدونم خوابگاهها خیلی با هم صمیمی میشن یعنی که این طور شب میمونن بیمارستان تا صبح برا دوستشون🥲؟ یه خورده برا من عجیبه که همیشه تنهام.
دلم نمیخواد کاسه ی داغ تر از آش بشم یا اینطور باشه که انگار دارم خودمو قاطی میکنم.
بعد امروز یکی از همین دوستاش قبل رفتن طوری بهم گفت تو هم میای، انگار من نباید بیام. یا برام مهم نیست.☹
من کلا خیلی ساکتم اصن نمیتونم ارتباط برقرار کنم و احساساتمو بروز بدم.