ما ۳ ماه قبش باهم دوست بودیم با اطلاع خونوادم.
دفعه ی اولش نیست دفعه ی سومشه که گفت ک.. ننت و ببخشید مادر ج...ه
بخاطر اینکه فقط بهش گفتم به تو ربطی نداره ما کجا بریم کجا نریم.
بهشم گفته بودم هرشب نیا دنبالم بریم بیرون امتحانای دانشگام نزدیکه.گفت با خودت رفتی خونه ی خالت.
مننمیخواستم بیام به مامانم گفتم درس دارم ولی مامانم گفت نه بیا از عید نرفتیم خونشون.
گفتم تو انقدر به منگیر میدی کجا برم کجا نرم خواهر خودتو چرا نمیبینی هرشب با دوستاش میرن کافه و رستوران و خونه ی همدیگه ولی من جرئت ندارم تا سرکوچه برم حتی با مامان بابام! میگه حتما باید بهم بگی حتی وقتی با مامان بابات رفتی بیرون منم میگفتم قبلا ولی الان دیگه دلیلی نمیبینم هرجا میرم بهش بگم چون هنوز عقدیم رفتیم سر خونه زندگیمون در جریان میذارمش