2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

طلاق

دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:) ⁧،‌وقتی خوابیدن میشہ بهترین لذت زندگیــت،شک نڪن به زندگی باختی!‌ ‌‌    خیلی جاها زورم رسید ولی دلم نیومد..      دارم غرق میشم..!  میان باتلاق افکار خاکستریم..:') جایی‌ خوانده بودم که درد آدم را بزرگ می‌‌کند و روح را صیقل می‌دهدو تجربه را زیاد می‌کند. هیچ جا ننوشته‌اند که درد با یک زن، با یک مادر چه می‌‌کند. مادران درد کشیده یا زود می‌میرند، یا برای همیشه می‌‌روند، یا می‌‌مانند با چشمانی که رنگِ بی‌‌تفاوتی‌ گرفته استو دستانی که زیر ناخن‌هایش جز چیزی نمی‌روید، و گیسوانی که رقص بر شانه‌های زنانه را به خاطر نمی‌‌آورند. مادرانی بی‌ هیچ آرزویی، با ‌دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمی‌‌روند چیزی ننوشته است
کسی ک بد دهنه فحشای ناموسی میده مخصوصا یا باید مث خودش باشی یا باید خیلی صبور باشی وگرنه ام اس میگیر ...

نمیخوام مثل خودش باشم.من‌ یکبار به خونوادش بی احترامی‌نکردم چه پشت سرشون چه جلوشون خداشاهده

دوسش دارم

گلم، حالا شما عقد هستید اون حرفارو میگه، بی تعارف فردا سر خونه ی خودت بری میخاد چیکار بکنه. بددله، انگار از اونایی هست که اگه بدت نیاد همه رو عین خودش میبینه. نمیخام ناراحتت بکنم ولی واقعیتو میخام بگم. این مرد چی داره که دوسش داری؟؟؟ اولین چیز باید احترام بهت و خونواده ات هست که نداره. زندگی هم دوسه روز نیست که بخایی تحمل کنی. سعی کن حالا از هر طریق تغییر بکنه و بهت احترام و ارزش قائل بشه  ولی اگه الان راه حلی پیدا نکنی فردا، متاسفانه از این بدتر خواهد شد. 

گلم، حالا شما عقد هستید اون حرفارو میگه، بی تعارف فردا سر خونه ی خودت بری میخاد چیکار بکنه. بددله، ا ...

ما ۳ ماه قبش باهم دوست بودیم با اطلاع خونوادم.

دفعه ی اولش نیست دفعه ی سومشه که گفت ک.. ننت و ببخشید مادر ج...ه 

بخاطر اینکه فقط بهش گفتم به تو ربطی نداره ما کجا بریم کجا نریم.

بهشم گفته بودم  هرشب نیا دنبالم بریم بیرون امتحانای دانشگام نزدیکه.گفت با خودت رفتی خونه ی خالت.

من‌نمیخواستم بیام به مامانم گفتم درس دارم ولی مامانم گفت نه بیا از عید نرفتیم خونشون.

گفتم تو انقدر به من‌گیر میدی کجا برم کجا نرم خواهر خودتو چرا نمیبینی هرشب با دوستاش میرن کافه و رستوران و خونه ی همدیگه ولی من جرئت ندارم تا سرکوچه برم حتی با مامان بابام! میگه حتما باید بهم بگی حتی وقتی با مامان بابات رفتی بیرون منم میگفتم قبلا ولی الان دیگه دلیلی نمیبینم هرجا میرم بهش بگم چون هنوز عقدیم رفتیم سر خونه زندگیمون در جریان میذارمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کالری شماری

moonlovers | 3 ثانیه پیش

کودک همسری

خوش_نمک | 6 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دنا_  |  14 ساعت پیش
توسط   قلعه_یخی  |  33 دقیقه پیش