ببینید دادگاه باید تبدیل به نقطه ای واسه آرامش شه.نه ترس .
اینطور مسائلی نیست که مرد بگه من زنم رو دوست ندارم و بعد ما بگیم طلاق .
زن هم از حقوقی برخورداره که باید مرتبا پرداخت شه و ما اینطوری نیست که بع بیخیالی بزنیم پس حتما پیگیر هستیم.
زنش رو دوست نداره اوکی
اما تمام حق و حقوق اون خانوم اعم از مهریه تا بقیه بخش ها و هرچیزی که خانوم در عقد اعلام کرده باید به خانوم بدن.
من خودم به شخصه آدمی هستم که طاقت درد کشیدن یه زن یا مرد رو ندارم .
و اگه مرد اونجا سِتم کرده باشه قطعا کفه ترازو و عدالت به سمت خانوم هست.
خب نفس خانوم باید به قدری قوی باشه که به این درک برسه نباید زندگیشو با آدم اشتباهی تباه کنه و جوانی خودشو ازت بده .
شاید انتخاب های بیشتری که قطعا به سمتش میاد داشته باشه . که همسر ثانیه ای نتونه از زن خودش جدا باشه .
شایستس که همسر به راحتی از این کلمات استفاده نکنند .
اگرم کردن صد در صد لیاقت زندگی رو ندارن و یه جای زندگی پسش میدن .
اینم بگم دادگاه شرایط دعوا واسه هیچکی ایجاد نمیکنه یا با صدای بلند حرف زدن .
چیزایی که تو فیلم ها هست با واقعیت فرق داره و ما به خانوم این تضمین و اطمینان رو میدیم که نباید بترسن و از حق خودشون دفاع کنن.
بعضی از موارد که حال خانوم خیلی بد هست . باهاشون حرف میزنیم تا شاید کمی آروم شدند .
اما خب وقتی همسر کسی این حرفو میزنه خانوم نباید خودشو کوچیک کنه