خب من قبلا تو سایت گفتم اتفاقای عجیب زیادی واسم میفته
بضیاشو تعریف کردم یه جاهاییشم عوض کردم ک شناسایی نشم چون عروس عمم تو سایته😁
یکی از عجیب تریناش این بود که پنجره اتاقم رو به خیابونه یه شب ماه رمضون با مامانم تو اتاقم نشسته بودیم ک سحری اماده بشه بخوریم سرمون تو گوشی بود یهو از ته خیابون ک خیلیم دور بود اسم برادرمو یکی صدا میزد صداش خیلی ترسناک بود ب سرعت برق صدا از ته خیابون رسید پشت پنجره اتاقم یهو قط شد 😬😬😬