2777
عنوان

عکس+

300 بازدید | 36 پست

خانوما من همونی ام که صبح شوهرم اجازه نداده بود برم خونه مامانم دلم شکسته بود کلی گریه کردم ولی ب لطف یکی از. کاربرا دلم اروم شد گفت زندگی ارزش این چیزا رو نداره گریه کنم و زندگیمو بخاطر این چیزا تلخ نکنم صبا جون ممنون خیلی گلی 

ما سالگرد عقدمون ۲۳ ام هست منم الن براش ی کادو خریدم از ذوقم همین الن کادوش کردم 😃

میدونم خیلی یامون بعضی. وقتا به نقطه جوش میرسیم ولی با یه چیز ساده یه حرف یه نصحیت ..میتونه اروممون کنه و مث اب رو اتیش میمونه :)حالا امشب عوض اینکه خونمون دعوا باشه با گذشت من یه شب اروم میشه :)

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

آفرین الآنم منم با این تاپیکت یاد میگیرم همیشه آروم باشم تا زندگی خوبی داشته باشم دمت گرم

اینجوری اونام از محبت ما هم خجالت زده میشن از کارشون هم رفتارشون بهتر میشه😊

کاش منم یاد بگیرم که آروم باشم و حرص همه چی رو نخورم 

منم خیییلی گریه کردمو حرس خوردم صبح ولی خب شوهرم ک نفهمید فقد منو بچه تو شکمم عزاب کشیدیم بخاطر چی؟؟؟برو تاپیک قبلمو نگا کن چهناله ای میکردم ولی فک کردم خب شب بیاد دعوا ام کردم اونم بدتر لج کرد ب کجا میرسم؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز