2821
2789
عنوان

بیرون کردن

100 بازدید | 0 پست

بابرادرشوهرم قهر بودم توی تاپیکاتوضیح دادم پدرشوهرم گفته بود بیاین میخاد عروسشو پاگشا کنه .منم ازصبح هرچی گفتن بیایم دنبالت گفتم نه باشوهرم میام .که البته فک کنم ناراحت شدن.سرشب شوهرم نبود پدرشوهرم اومد دنبالم رفتم خونشون وبعد پدرشوهرم تاجایی کارداشت رفتم رفتم تواتاق لباس عوض کنم که برادرشوهرم هم اومد دید اونجا شروع کرد ب فوش دادن زیرلب من هیچی نگفتم بعد کم کم بلندشد زمزمه هاش که خواستم اونجا جواب بدم مادرشوهرم التماس میکرد جواب نده توروخدا بخاطر مادرشوهرم دراتاقو بستم هیچی نگفتم ..بعد دیدم میگه باید بره وگرنه من میرم نمیام .بعدخواهرشوهرم اومدگف شرمنده شمابرو این آبروریزی میکنه مهمونا الان میان توکوتاه بیا من پاشدم اومد بعد شوهرم گف چیشد تعریف کردم هیچی نگف منم یکم جروبحث کردم توبی عرضه ای وخلاصه دعوا شروع شد ..تاآخرشب اینم اعصابش خردشد پاشدرفت بیرون .دیدم درمیزنن رفتم درروبازکردم دیدم دوتاخواهرشوهرا ومادرزن برادرشوهرم هستن ..گفتن چیشد منم برادرشوهرمو نفرین کردم همشون ناراحت شدن میخاستن خونه نیان که خواهرشوهرکوچیکه گفت بیاین حرف بزنین مشکل هاتموم شه که تموم هم نشد ..ازاونروز اینا باکمال پررویی میان ومیرن .شوهرم بازم پشتشونه ..اعصابم خیلی خرده بااین شوهر چکارکنم ....

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سلام سلام

ziba_jooni | 12 ساعت پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز