2777
2789
عنوان

مونتـیگو💙

297 بازدید | 0 پست

تو اشپزخونه بودم موزیک ملویی تو هال درخال پخش بود و مونتیگو هم مثل همیشه مشغول کتاب خوندن 

همونجور که تو حال خودم بودم و با اهنگ مودمو تغییر میدادم یهو دستاشو دور کمرم حس کردم ،سرمو کمی با لبخند به سمتش تمایل کردم ،گونه هام با بوسه اش تر شد 

موهامو از گردنم جمع کرد به پشت و گفت:دست و پا گیرت نشن

خندیدم و گفتم:یه دنیا ممنونم که بفکرمی 

سینی از بین سبد میوه ها قاپید و ارنجشو تکیه داد به جزیره و گفت :عاشق این با ملاحظه بودنتم

سکوت کردم و تو دلم گفتم :منم عاشق توام

اسممو صدا زد

خندیدم و گفتم :شنیدی؟

همونجور که سیبو میجوید

گفت:چیو؟

گفتم:هیچی،جانم؟

گفت:یه چیز بگم؟

گفتم:خب اره

گفت:قول میدی به کسی نگیش؟

تک خنده ای کردم و همونجور دستمو با حوله مخصوص خشک میکردم گفتم:اره چرا که نه

گفت:خیلی خیلی دوست دارم،فراوون

قهقهه سر دادم و رفتم کنارش،از سیبش یه گاز کوچیک گرفتم و نگاهش به اب سیب بود که از لبام سرازیر شدع بود ،با شصتش تمیز کرد 

گفتم:چرا به کسی نگمش؟دوست نداری کسی بدونه؟

نگاهم کرد:گفت اینقدر عشقم زیاده که نگاهامم بهت طوریه که همه عمق فاجعه رو میفهمن

تکیه دادم به جزیره و

گفتم:خب پس چی؟

گفت:شاید کسی تو دنیا نباشه که قدی که من دوست دارم دوسش داشته باشه،قدی که من برات میمیرم بمیره،گناه داره،ممکنه یه لحظه بخواد جات باشه

نگاهمو تو چشماش چرخوندم 

گفتم:مونتیگوی خوش قلبی منی 

پیشونیمو بوسید و گفت:شارژ شدم ،میتونی به کارت برسی

#ژین آ

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108