بچه ها بابای من جوونیاش کشتی گیر بوده و پیش یه مرد خیلی معتبری آموزش میدیده، بابام و کل این شهرستان کوچیک ما این ادمو قبول دارن، طرف مربی کشتی و آموزش رانندگی میده، نزدیک ۱۸ سالم که شد بابام هماهنگ کرد با این شخص که بیاد چندجلسه خصوصی بهم آموزش بده در حد اشنایی، کلی هم عزت احترام کرد برا طرف، خلاصه من با مغنعه و مانتو ساده یه جلسه تنها باهاش رفتم آموزش، اوکی بود ولی راحت برخورد میکرد مثلا وقتی میخواست فرمون درست بچرخونم و اینا خودشم دست میگرفت رو فرمون دستامون برخورد داشت، ولی رفتارش خیلی محترمانه بود، بعد جلسه دوم قرار بود بهم دنده عقب و اینارو یاد بده، این فرصتی که من دستمو میزاشتم پشت صندلیش تا برگردم برا دنده عقب گرفتن به بهونه کمک کردن فرمون میگرفت دستشو میمالوند به سینه من، ینی شما نمیتونید تصور کنید چه عذابی کشیدم، میرفتیم تو بیابون آموزش حالا من با اون عقل بچه چی بگم؟ بگم اوی دست نزن میگفت نچ نچ من دارم آموزش میدم و تو تهمت زدی من میشم ادم بده معلوم نبود اصلا تو اون بیابون بلایی سرم بیاره نیاره، هی عصبی میشدم بد دنده عقب میرفتم اونم گیر بود رو این قضیه که باید یادبگیری! از خدا خواسته! مثلا کمکم میکرد که یاد بگیرم با گرفتن فرمون، خلاصه بهش فهموندم که جلسه آخره تمرین میکنم یاد میگیرم، فرداش رسید و من خواب بودم یهو بابام اومد تو اتاق گفت پاشو اومده دنبالت، وای زدم زیر گریه که من نمیخوام برم و یجوریه و خوشم نمیاد ازش و اینا. بابام باورش نمیشد میدونس یخورده شاید راحت برخورد کنه ولی نه در این حد، چون همه قبولش داشتن و اعتماد داشت، خلاصه بگذریم، قضیه تعرض به دوستمو که میگم اولا تکرارش میکنم چون خیلی قضیه برام سنگینه دارم خالی میکنم اینجوری خودمو! نمیدونم چرا باید طلبکار شید برای تکرار! دوما شمایی که بی احترامی میکنید و میگید دوستم مشکل داره یا من مشکل دارم مثل قضیه این پیر مرده اس! همه اعتماد دارن بهش و محترم میدونن ولی همین مریض بازی با یه دختر ۱۸ ساله کرد معلوم نیستم دیگه چه کرده ، من هنوزم یادم میاد عصبی میشم، هرکی هرجا میره هرکی به کسی اعتماد میکنه هرکی یه بلایی سرش میاد تنش نمیخاره خانم های محترم! معلوم نیست خدایی نکرده اگه خودتون بودید چه میکردید مه از بالا به قضیه نگاه میکنید! و خودتون رو خوب و بقیه رو بد میدونید! دل هم رو بخاطر غرور نشکونید! هنوزم میگم ما اعتماد کامل داشتیم چون شناخت ۴ ساله بود، جز خوبی و معرفت و رفتار خوش چیزی ازش ندیدیم، الان تازه داریم میشناسم ۱۵ سال پیش چه غلطایی کرده ! همه خوبشو میگفتن هنوزم باور کن برم بگم فلانی چطوره میگن به چه پسر با معرفتی! خدا لعنتت کنه در هرصورت.
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
بعضی از خانومای نی نی سایت که فک میکنن همه برا شوهرای تحفشون چنگال تیز کردن. واقعا زن ستیزی ...
اصلا توهین به شعور دیگریه، میگه تن دوستت میخاریده در حالی که من به وضوح گفتم اولا اعتماد داشتیم و رفت آمد بوده از قبل دوما دوستم واقعا ساده اس و اصلا متوجه نشونه های عجیب غریب نشده، اگه تنش میخارید که میگفتم نوش جونت رفیق خوش بگذره بازم بکن، ولی به وضوح گفتم این بشر با ۲۳ سال سن اصلا درکی از روابط زناشویی نداره ، بگم چه چرتو پرتایی میگفت خودتون میگیره و عصبی میشید ازین خر بودنش
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
چه پاک چه ناپاک همین عدم حرف نزدن و اعتراض نکردن دلیل اصلی فرد پاک به ناپاکیه
فیلم دربند یه دختر دانشجو پزشکی چرا باید با دختر هرجایی بره هم خونه بشه و ببینه مردا شبا میان اونجا و چیزی نگه و از اونجا نره ؟ پس سکوت خیلی به شدت بده
دوست دارم دعام کنی و بگی خدا منو همسرمو خوشبخت نگه داره همیشه و دوقلوی سالم عاقل صالح ناز نصیبمون کنه خدایا هرکی دعام کرد الهی که خوشبخت بمونه همیشه هرکیم دعام نکرد از دعای من بی نصیب بمونه انشاالله
ادمها اصلا و ابدا شناخته نمیشن....نمیشه صددرصد درمورد ادمها شناخت پیداکرد
من اصلا بحثم توهینیه که یه زن به زن دیگه میکنه، الان باید بگن اوکی تو تنت میخاریده که یارو دست میزده بهت؟ دارم به وضوح میگم دوستم به شدت ادم تو دیواریه، نه ظرافت زنانه داره نه ناز داره نه رابطه جنسی میدونه چی به چیه، اگه تنش میخارید که میگم نوش جون چرا انقد حرص بخورم،
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
من اصلا بحثم توهینیه که یه زن به زن دیگه میکنه، الان باید بگن اوکی تو تنت میخاریده که یارو دست میزده ...
درست میگید ...متاسفانه ما ادمها خیلی وقتها از بیرون قضیه نظرمیدیم و یه لحظه خودمون رو جای طرف نمیزاریم...اینجا نی نی سایته و دنیای ادمهای عجیب...حرفهاشون رو به دل نگیرید
خدایا هرلحظه شکرت برای تمام نعمت های زیبایی که وارد زندگیم میکنی
سال ۹۰ من با یکی از معتبرترین سازندههای به اصطلاح لاکچری شمال شهر کار میکردم از جایی به بعد حس کردم رفتارهاش طبیعی نیست و قضیه تا جایی ادامه پیدا کرد که مستقیم بهم پیشنهاد داد
من دیگه باهاش کار نکردم اما هیچ وقت هم نتونستم آبرو و حیثیتش رو ببرم چون اون و اعتبار حرف اون ۱۰۰۰۰۰ برابر من بود
چه پاک چه ناپاک همین عدم حرف نزدن و اعتراض نکردن دلیل اصلی فرد پاک به ناپاکیه فیلم دربند یه د ...
اخه ببین شما شرایطش رو نمیبینی، مثلا دیشب مامان دوستم از محل کارش سوارش کرده بود، بعد دید من بیرونم دوستم اجازه گرفت که با من بیاد خرید، ینی مامانش دوستمو رسوند دم ماشین من سوار شد رفتیم داخل شهر، خدا شاهده پنج دقیقه نگذشته بود مامانش زنگ زد بدون سلام گفت فلانی کدوم گوری هستی یک ساعته!!! چه غلطی میکنی، با پسری؟ بابا اخه ادم حسابی خودت دیدی با من اومد هنوز یه رب نشده چه حرفایی که میزنی ! حالا دوستم من پنج ساله میشناسمش انقد ظرافت نداره و چیزی از رابطه نمیدونه یه پسر اصلا سمتشم نرفته که بخواد دوس پسر داشته باشه. بعد فک کن به این مادر بگه مادر ما با یه پسره آشنا بودیم گروهی رفت آمد داشتیم رفتم وسیله ازش بگیرم منو خر کرده کشونده داخل دست زده بهم، فک میکنی زنده میموند؟ یک بی فرهنگیایی از مادرش دیدم که اینا هیچیه ، بعدم فرای رفته حموم چون حالش بهم میخوره از خودش چیو ثابت کنه چجوری شکایت کنه، اونم از آدمی که عین خیالش نیست پارتی کلفت هم داره
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق