مینویسم تا شاید آروم شم
حسرت دیدن اسباب بازی تو خونه
صدای گریه و خنده توخونمون به دلم مونده
همه اطرافیانم باردار شدن و بچه شون بزرگ شد جز من
چندروز پیشم شوهرم گفت زن دوستش بچه دومشو بارداره
دروغ چرا
اصلا خوشحال نشدم! چرا همه فرتو فرتی حامله میشن جز من
خیلی خسته شدم
من حتی نتونستم یه بچه برا شوهرم بیارم
احساس پوچی میکنم
امروز مثه دیوونه ها پارچه زیر لباسم گذاشتم و زار زدم
خدایا کمکم کن...