دوست پسر من آدم بسیار با شخصیتی بود حسابی تحصیل کرده بود و دور و برش به معنای واقعی خالی!
خیلی هم منو دوست داشت یه دو سال هم باهم دوست بودیم
تو بدترین شرایط زندگیش که فوت مامانش بود فقط من کنارش بودم
زد و فاند گرفت تشریف برد آلمان
اوایل اوکی بود بعد یه هو تغییر کرد و در نهایت بهم گفت نمیتونم با تو باشم چون فک میکنم حالا که تو این محیطم همینجا ازدواج کنم برام آسونتره
میخوام بگم ادماااا تغییر میکنن