یه روز داشتم با دوستم مسابقه دوو میدادیم که گفتیم هر کی برنده بشه واسه اون یکی چلو کباب میگیره نهار . خلاصه مسابقه دادیم برنده شدم قرار شد بگیره زد زیرش گفت نه پول ندارم و این حرفا بهش گفتم اشکال نداره بیا دنگی بگیریم خلاصه نشستیم تو رستوران فلفل کنار غذامون بود جو گیر شد گفت من اینو میخورم تو حساب کن غذا رو بازم گفتمش باشه بهش گفتم اما باید فلفل های منو هم بخوری گفت باشه .اقا چشمتون روز بد نبینه نگو از این فلفل تندهای اتیشی بود اول هر طور خواست خودشو بگیره که ملت بهش نخندن نتونست یهو داد زد اب رو بده اتیش گرفتم 😅😅😅😅 همه مردم یهو چشمون سمت ما بود خلاصه کلی بهش خندیدیم اخرم مجبورش کردم دنگی داد 😅😅😅😅