سلام
دیروز یکی از دوسای مامانم اومده بود خونمون میدونسم برا پسرش اومدخ منو ببینه از نزدیک یهویی اومد و من لباسام منلسب نبود و جوراب نداشتم
پاهام چون انگشتای شصتش کجه همیشه جوراب میپوشم از خجالت و این اومد و دید دقتش تمام ب پای من بود
یکم نشست رفت و گفته بود ب همه خوب شد بیچاره مسرم خدا رحم کرده هم ماش و هم دندونای دختره کج بود
خیلی ناراحت شدم خیلی گریه کردم ن بخاطر مسرش بخاطر حرفش ک ب همه زده بود. پسش خانوادم یجوری شدم . خودم تصمیم گرفتم ازدکاج نکنم ولی واقعا ناراحت کنندس اینا