جاری خواهر بزرگترم خیلی بدجنسه خواهرم میگفت:دخترم رو برداشتم رفتین خونشون پسر جاریش با خواهر زدم 3 ماه فاصله دارن که پسره بزرگتره خلاصه خواهرم میگفت:داشتن با تبلت پسر اون بازی میکردن که دخترش دستش رو میبرم بالا تا دست بزنه میخوره تو چشم پسر جاریش جاری خواهرم سریع پا میشه از گوش دختر خواهرم میگیره و تهدیدش میکنه خواهرم هم خجالتیه چیزی نمیگه دخترش میشینه گریه میکنه خواهرم میگه یه ربع دیگه نشستم پا شدم برم جاریم یه بشگون از دخترم گرفت من نفهمیدم اومدم خونه دخترم گفت واقعا چنین آدمایی واقعا ظالمن