2777
2789
عنوان

جاری جدید

379 بازدید | 4 پست

جاری جدیدی دارم که هشت سال ازم کوچکتره و ۳ ساله بوده پدرشو ازدست داده خب از وقتی وارد زندگیمون شده دختر خیلی خوبو سرزبون داریه و سعی کرده خودشو تو دل همه جا کنه و از اونجا ک هم سرزبون داره هم پدر نداره خیلی محبت همه جانبه رفته سمتش و تقریبا ما نثل غریبها شدیم ...میدونم ب هر حال خدارو خوش نمیاد ک اینطوری باشم ولی یکم نسبت ب این ترد شدنه ب این غریب شدنه حساس شدم ...و اینکه پدرشوهر مادر شوهرم از این سبک آدمان ک هرکسی سرزبون بریزه کوه نعمت براش میارن...من بلد نبودم سرزبون داشته باشم الانم بخوام اینجوری باشم میشه تقلید از جاریم...

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

زندگیتو کن عزیزم بیخیال

منم جاری بزرگم 16-17سال ازم بزرگتره عزیزدردونه مادرشوهر و همیشه اونجاس و برای همه ی زندگیشون اون تصمیم میگیره ولی تا وقتی که توی زندگیم دخالت نکنن برام مهم نیس

البته بگم که میخواد روی زندگی منم همینقدر نفوذ داشته باشه و ابم بخورم باید بفهمه! من محلش نمیدادم ولی همین اواخر کاری کرد که بین منو خونواده همسرم و خود همسرم و خونواده خودم اختلاف انداخت

اونوقت بهش زنگ زدم و غیر مستقیم بهش فهموندم توی زندگیم دخالت نکنه یه ماهی میشه فعلا دخالتی ندیدم خداکنه باز شروع نشه.

:)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792