2789
عنوان

عروسم مرد🥺😭

263 بازدید | 12 پست

عروس هلندیم امروز مرد..

چند روز بود که خریده بودمش حس میکردم حالش خوب نیست رفتم به کسی که خریدم گفتم 

گفت بذار چند روز پیش خودم بمونه.

الان مامانم اومد خونه میگه پرنده ام مرده..اگه میخوای یکی دیگه برات بگیرم.

واقعا کسی که حیوون خونگی داره درک می‌کنه 

بعد من پریشب خواب دیدم مامانم داره میمیره همون روز هم حال پرنده خیلی بد بوده تا مرده 

خدایا من چیکار کنم چرا کسی درکم نمیکنه من با عکس‌اش چیکار کنم




قطع رابطه کنید ، واقعا سلامت روان ارزششو داره.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کوفت  با این عنوان زدنت


😂😂😂

🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت و‌ب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.
چقد سریع وابسته میشی۔حیوونا عمرشون کوتاهه بالاخره یه روز میمیرن دیگه 

همین؟اینقدر بی رحم؟خب ماهم عمرمون کوتاهه شما الان می‌دونی فردا زنده ای یا نه؟

قطع رابطه کنید ، واقعا سلامت روان ارزششو داره.

بهش فک نکن،ی لحظه ب خاب وحشتناکی ک دیدی فک کن.اون ب پرنده بوده ک چند روزی مهمون خونتون بوده و باهاش سرگرم بودی،خدا سایه مادرتون ۱۲۰سال بالای سرتون نگهداره گلم.کاش منم ۱۰۰پرنده از دست داده بودم ولی مادر داشتم😔😔😔😔

🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت و‌ب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.
همین؟اینقدر بی رحم؟خب ماهم عمرمون کوتاهه شما الان می‌دونی فردا زنده ای یا نه؟

عزیزم واسه خودت میگم ۔والا انقد این چند وقته خبر مرگ زیاد شنیدم حتی به مردن آدما هم دیگه حسی ندارم چه برسه به یه پرنده۔

عرب ملک غزه کجا من کجا؟فلسطین کجا عشق به میهن کجا؟ هزاران چو لبنان و آن و این،فدای یکی خشت ایران زمین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز