خواب میدیدم رفتم مدرسه بد میخوام از مدرسه برم خونه تو خیابون ک بودم دیدم چند تا از ماشین بزرگ ها پشتشون کنده شده بعد یه ماشین هم میرفت طرف اونا کلا تصادف کردن بعدش من سر خیابون نمیدونم چی بود دستم خربزه بود هندونه بودیادم نمیاد گزاشتم پشت یه ماشین رفتم تصادفو نگاه کنم دیدم طرف کلا صورتش خونیه برگشتم ک وسایلارو بردارم دیدم ماشینه داره میره دویدم طرف ماشین نگهش داشتم بد دیدم دختر عمه و پسرعمه شوهرم پشت ماشین بودن من وسایلامو برداشتم باهاشون احوال پرسی کردم اونا گفتن چیشده گفتم تصادف شده کلا به تته پته افتاده بودم تو خواب نمیتونستم حرف بزنم اونا میگفتن چرا نمیتونی حرف بزنی میگفتم استرس ک داشته باشم زبونم بند میاد تعبیرش چیه