2777
2789
عنوان

رمان آنلاین

14561 بازدید | 14 پست

سلام عزیزان

شبتون خوش 

کانالی توی تلگرام دارین که رمان آنلاین بزاره؟

نه از این رمان های کلیشه ای و پر کل کل ... رمانی ک خاص باشه... غمگین هم بود مهم نیست فقط خاص و جذاب باشه... اگر دارین ممنون میشم لینک کانال رو بهم بدین🥰


من رمان خون قهاریم این رمان هایی که میگم میتونید دانلود کنید و نتی بخونید

پیله بسته

عبور از غبار

قبل از شروع

این رمان ها قلم قوی دارند از نظر من


سال دیگه این موقع من تونستم ....😍😍 خدایا برادرزاده ها و خواهرزاده هام رو در پناه خودت حفظ کن

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

میشه موضوعشون رو بگین

موضوع رمان پیله بسته درمورد دختریه که عشق یک طرفه ای نسبت به یکی از آشناهای دورشون داره که پسره همسرش رو بر اثر سرطان از دست داده و خییلی همسرش رو دوست داشته و.....

موضوع رمان عبور از غبار درمورد دختریه که رزیدنت پزشکیه و داره برای تخصص میخونه و از طرفی دیگه یه دکتری توی بیمارستانشون هست که..... خیلی قلم قوی و زیبایی داره اما خب رمان طولانی هست 

رمان قبل از شروع خییییییلی قشنگه و داستان خیلی خاص و جالبی داره درمورد دختری به نام نارینه هست که زندگی سختی  داشته و دختر ناتنی یه خانواده هست و حالا خواهر ناتنی اش داره ازدواج میکنه و......


سال دیگه این موقع من تونستم ....😍😍 خدایا برادرزاده ها و خواهرزاده هام رو در پناه خودت حفظ کن

1_ رمان ارتیاب ....( خیلی قشنگه الان خلاصشو میفرستم   ازین رمانای کلیشه ای و بجه بازی نیست )

تافته‌ ادیب اینترن ماه اول پزشکی‌ست که به خاطر تهمت نامزدش متهم به بی‌عفتی شده و از خانواده و شهرش طرد می‌شود.
به تهران می‌رود تا زندگی جدیدی را شروع کند، به خاطر مشکلات مالی مجبور می‌شود هم‌خانه‌ی سهند نریمان رزیدنت بیمارستان شود.
سهند نریمان زخم خورده‌ی خاندان ادیب است و تافته از همه جا بی‌خبر است.
همه چیز خوب به نظر می‌آید تا اینکه مهراب ادیب تافته را پیدا می‌کند و در تلاش است تا تافته را مجدد به زندگی مشترک برگرداند...


2_ رمان  دره ی رویاهای سرگردان 


مامان دوست نداشت بلوز قرمزرنگ بپوشم و من همیشه دنبال رنگ قرمز برای لباس‌هایم بودم. می‌گفت وقتی اسمت را می‌پرسند یک کلام بگو "الناز!" نازش را کش نده و من نازِ الناز را تا می‌توانستم کش‌دار ادا می‌کردم. می‌گفت وقتی از مقابل سلمانی رد می‌شوی به داخلش نگاه نکن و من هنوز هم از کنار هر سلمانی که رد می‌شوم، به داخلش سرک می‌کشم.
اینکه آدمیزاد هوس چیزی را می‌کند که نیست یا آن را ندارد و یا از آن منع می‌شود، نشان می‌دهد هوس‌های ما بیشتر از آنکه به ذات دارای ارزش باشند، نبودن و نداشتن‌شان ذهن‌مان را تسخیر می‌کند.
من عاشق چیزهایی بودم که دستم به آن‌ها نمی‌رسید!

۳ _ رمان  صامت 

صامت یعنی خاموش یعنی ۸ سال  از همه ی زندگیت بگذری روز بله برون خواهرت بفهمی  تمام چیزی که بخاطرش از خودت گذشتی اشتباه بوده   گندم تمام دوران بلوغ تا ازدواجش رو صرف عشق یک طرفه ای به دکتر کیهان بلوکانی کرده و ۸ سال بعد از ازدواجش با آوید ملکان  میفهمه  کیهان بلوکانی تمام این سالها عاشقش بوده .... 


۴_ رمان  مامان من خوبم 


تی تی دختر نوجوانی که با مادر سخت گیرش اختلافاتی داره و  سینا و سامانی که  ...... 🤷🏻‍♀️ 


۵ _ رمان  جهنم بی همتا 

نبات! اسمیه که مادرم برام انتخاب کرده. جز انتخاب اسمی که البته ناگفته نماند من هیچ نقشی درش نداشتم؛ خیلی جاها، به تصمیم مادرم یا بهتره بگم به اجبار مادرم پیش رفتم. درست مثل انتخاب رشته و قبولی در دانشگاه علوم پزشکی. شاید اسمم یکم براتون خاص باشه.

ولی اشتباه نکنید؛ من یه دختر معمولی ام،خیلی معمولی‌تر از اکثر دختران سرزمینم. درست مثل همونایی که چهره‌‌ی جذابی ندارن پس عشق در یک نگاه برای من همونقدر غیرممکنه که بغل گرفتن یک جوجه تیغی می‌تونه محال باشه.توی خانواده ثروتمندی هم چشم به جهان نگشودم که تفریحات خاصی داشته باشم.زندگی من پر شده از روزمرگی و باز تکرار همون روزمرگی ها.

داستان زندگی من نه شبیه سریال‌هاییه که هر هفته انتظار قسمت جدید رو‌ می‌کشی و نه قصه‌‌های قهرمان‌ پرور رمان‌های پرطرفدار. من اونی هستم که هیچ وقت خود درونیم نبوده!من عاشق باد و بارون و ابرهای پنبه‌ای هستم.عاشق کویر و دویدن روی شن های داغی که مرتب زیر پات می‌لغزند.من دلم می‌ره واسه چرخ زدن لا‌به‌لای ایران قدیم و عطر کاهگل نم زده‌.بله! کاملا درسته

خیلی از شما شبیه من هستید.ما همه شبیه همیم!

می‌خندیم، میخوریم، عین هم لباس می‌پوشیم!

اما یک روزی، یک اتفاقی مجبورمون می‌کنه از خواب پاشیم.یه جایی این طلسم می‌شکنه، این روال بهم می‌خوره.و حالا من وسط همون اتفاق ایستادم.

وسط جهنمی که شعله‌ی آتشش گلستان شد به روی ابراهیم.من! نبات! با تمام وجودم خواهان این جهنمم

می‌خوام مزه کنم این جهنم بی بدیل را..

عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم ...
1_ رمان ارتیاب ....( خیلی قشنگه الان خلاصشو میفرستم   ازین رمانای کلیشه ای و بجه بازی نیست ) ت ...

این رمانایی که بالا براتون نوشتم رمانای آنلاین هستن توی تلگرام 

اگه پی دی اف  یا رمان تموم شده خواستین  اسم اونارو هم بنویسم براتون 

عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم ...
من رمان خون قهاریم این رمان هایی که میگم میتونید دانلود کنید و نتی بخونید پیله بسته عبور از غبار ...

سلام خوبی؟؟این پستو از زیر خاک کشیدم بیرون😂من قبلا رمان قبل از شروع رو خوندم حتی نارینه حامله هم شد ولی الان دوباره دارم میخونم تا نصفه است شما کامل خوندی یا تا اونجا ک رفتن اهواز؟؟

💚الحمدلله کما هو اهله💚. زندگی قانون لیاقت هاست✨🦋

من رمان خون قهاریم این رمان هایی که میگم میتونید دانلود کنید و نتی بخونیدپیله بستهعبور از غبارقبل از ...

سلام شما که رمان عبور از غبار خوندین میشه بگید سن هاشون چند بود

سلام شما که رمان عبور از غبار خوندین میشه بگید سن هاشون چند بود

یعنی چی عزیزم

یعنی سن کاراکترها چقدر بود؟ 🤔😐

سال دیگه این موقع من تونستم ....😍😍 خدایا برادرزاده ها و خواهرزاده هام رو در پناه خودت حفظ کن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108