دیگه الان تا سه هزار پزشکی میاره با سه هزار تا بیشتر میشه شش هزار کسی که نمیتونه شش هزار بیاره بنظرم قید پزشکیو بزنه:)
Take me to church/I'll worship like a dog in the shrine of your lies/I'll tell you my sins,and you can sharpen your knife/Offer me that deathless death/Oh good God,let me give you my life🖤
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چون کنکوری نیستم همه فکر نیکنن خرم از پل گذشته و این داستانا ولی اگ کنکوری بودم بیشتر غصه میخوردم تا خوشحال شم:/
Take me to church/I'll worship like a dog in the shrine of your lies/I'll tell you my sins,and you can sharpen your knife/Offer me that deathless death/Oh good God,let me give you my life🖤
Take me to church/I'll worship like a dog in the shrine of your lies/I'll tell you my sins,and you can sharpen your knife/Offer me that deathless death/Oh good God,let me give you my life🖤
پزشکی لامصب سخته ولی خدا وکیلی یه عمر راحتیه...خالی از لطف نیس...
با این افزایشا فکر نکنما😐😂😂اون مال قبل این بود ک سه هزار تا بزارن روش😐😂
Take me to church/I'll worship like a dog in the shrine of your lies/I'll tell you my sins,and you can sharpen your knife/Offer me that deathless death/Oh good God,let me give you my life🖤
مال رمان صد سال تنهاییه .ولی به نظرم شبیه حال وهوای اینروزای خیلیامونه .
نویسنده ها عشق را بزک کرده اند، زشت و زیبا کرده اند،به ان صورت داده اند. هوگو میگوید:بسیاری ادم ها اگر عشق را در داستان ها نخوانده بودند هرگز عاشق نمی شدند./ کاش میشد جایی در پس کوچه های این شهرِشلوغ تورا یافت…مثلا یک عصر دلنشنینِ بهاری، درکافه ای مشرف به رودخانه،هنگام خوردن قهوه ای تلخ چشم در چشم شویم../ یاالله احلامنا بین یدیک.. فحققنا
Take me to church/I'll worship like a dog in the shrine of your lies/I'll tell you my sins,and you can sharpen your knife/Offer me that deathless death/Oh good God,let me give you my life🖤
ب دلایل مسخره ما کلی پزشک عمومی بیکار داریم حالا اینا میان میگن منطقه محروم پزشک کمه شما دوتا تسهیلا ...
🤦🤦🤦 ای بابا
من یه دختر شاد مهربونم😍زندگی برام هر لحظش شگف انگیزه ❤️دلم میخواد لابلای کتابایی که با خوندم اونا تبدیل به یه دکتر با وجدان میشم غرق شم🥰گاهی وقتا توی صحرا ذهنم می دوام خیلی تند خیلییی که یکدفعه یه انسان اشنایی رو میبینم اونیکه تا حالا ندیدمش ولی برام اشناش 😍😍❤️البته هنوزم نمی دونم کیه 😂با هم میدوییم خیلی تند خیلیییییی موهاو دامن توی هوا در حال پروازند 😃میرسیم به یه کوه که پر از درخت و گل روش هست در حالی که دست همو گرفتیم میریم روی کوه😍😍وقتی از اونور کوه پایین اومدیم یه دختر کوچولوی نازو مهربون😘با یه پسر کوچولوی ماجراجوی هم همراهمون پایین میان ❤️❤️❤️❤️❤️