یه نفره مامانم میگه بهش بگو بله و باهاش ازدواج کن ولی من بدم ازش میاد اصلا نمیتونم بهش فکرم کنم
پسر همسایمون خیلی پسر خوبیه یکمم ب دلم نشسته مامانش اینا از اون وقتی ک فهمیدن خاستگاربرام اومده اصلا ولم نمیکنن اصلا خیلی تعقیر کردن ولی من زیاد پسررو نمیلینم
من فک میکنم ب پسره بگم من خاستگاردارم اگه منو میخای بیا جلو اگه نمیخای منم میخام خودمو بکشم
درزم اینو نمیگم ک اون بترسه ن واقعا همین کارو میکنم چون واقعا زندگی سخته درسته غرورم میشکنه ولی خوب دیگه میفهمم باید چکار کنم
شمام راهنماییم کنید لطفا خودتون رو ب جای من بزارید 😭😭😭