2777
2789
عنوان

مونتیگو💙

554 بازدید | 0 پست

مونتیگو همیشه تعریفش از عشق متفاوت بود

مثلا یه بار که عصبی شده بودم وسط یه بحث و زورم به جایی قد نداد با غیظ و پرخاشگرانه با صدای امیخته با بغض که کمی خش خشی شد گفتم:کاش اصلا هیچوقت منو ندیده بودی

نمیدونم چی شد ؟چقدر بد و عمقی بود حرفم،اما میدونم بد با روانش بازی کرد که طی یه حرکت انی با همون فاصله کم دست از کمرش برداشت و یه دستشو گذاشت روی دهنم و دست یوغور دیگشو گذاشت پشت سرم و کمی از موهام ناخواسته تو مشتش بود .تو اینه نگاه نکرده حالتمو میدونستم،مقاوم بودم اما چشمای مشکی پرابم سرخ سرخ بود قطعا که با یه تکون مثل یه اب جمع شده پشت یه سد که وقتی شکافته میشه ،روون میشن رو گونه هام!و مونتیگو،مونتیگویی که حاله چشمای عسلیش،زردش،کمی مایل به رنگی که هرگز نفهمیدم چه رنگیش قرمز شده بود و رگ وسط پیشونیش عجیب خودنمایی میکرد و من ترسیدم که مبادا تا سکته کردن بره.

بعد یه دقیقه ،اب بینی به نمایش بالا کشید ،نفسی حبس و ازاد کرد و دستای محکم شده رو دهن و پشت سرمو اروم اروم برداشت،انگار میترسید که رد دستاشو رو صورتم ببینه،عقب رفت،چی دیده بود نمیدونم اما نگاهش همونقدر عصبی بود و کمی شرمسار!

نشست ،دقیقا رو همون کاناپه چرم مشکی موردعلاقش که صداش موقع نشستن قشنگ بود و گفته بودم؟مونتیگو با تمام پرسیژش خیلی خاکی بود،با اصالت بود ،همیشه تو عرش بود اما زمینی بودنشو فراموش نمیکرد،طبق عادت ضربه ای رو وینستون سفید رنگش زد و یکی بیرون کشید ،دستای لرزونش فندک فلزی موردعلاقم که بهش هدیه داده بودم و روش یه بال فرشته بود رو لمس کرد و تهش اروم گذاشت رو جلو مبلی!پرت نکرد،اروم گذاشت،درست تو اعصاب خردیاشم حواسش به چیزایی که مربوط یه من میشد بود.

سیگارش بین انگشتاش بود ،دودش مانع دید بودو لعنت بهش و منی که هنوز درگیر عطر دستایی بودم که چند قدم باهام فاصله داشت و حالا بوش روی لبم جا مونده بود و تو دلم اعتراف کردم کاش تو یه مکان و موقعیت دیگه،همینقدر وحشیانه دستاشو میذاشت روی دهنم و من برخلاف قانونام محکم کف دستای زمختشو میبوسیدم و قهر تمام!

عصبی دستاشو روی لبش و حولش میکشید،پاهای چپش توی اون بوت چرم اصل عجیب  غیرقابل کنترل شده بود و مدام تکونش میداد،قطعا هرکی جاش بود تا حالا دندوناش خرد شده بود

تارای صوتی لعنتیش تکون خورد،صدای بمش تو گوشم پیچید و دیدم که گفت:میگی کاش ندیده بودمت اره؟

دوباره بینی بالا کشید ،به سیگارش نگاه کرد،کمی تکونش داد رو جاسیگاری جلو مبلی

ادامه داد:قبل تو !قبل تو کار بود،خواب بود،صبح بود،شب بود،غم بود،بی پناه بودنم بود،درد بود

بعد توام خواب بود.کار بود،غم بود،حتی دردم بود اما دیگه صبح و شبم که یکی نبود،عشق بود،علاقه بود

نگاهی بهم انداخت و من نگاه دزدیدم و بیشتر تو خودم جمع شدم

گفت:من چمیدونستم عشق چیه،دلتنگی چیه،اما بعد تو ملاحظه بود،یه ادم بود که عمیق تر به موزیکا گوش میکرد ،از شاهین رسیده بودم به قمیشی،دیگه سیگارام الکی ریه هامو نمیسوزوند فقط دلتنگی هامو برام اسون تر میکرد،اصلا قبل تو نگاه معنی دار نمیدونستم چیه،این جنگولک بازی و جنتلمن شدن نمیفهمیدم چیه،رگ غیرت باد کردن و ترس اینکه مبادا یه از خدا بی خبر از راه برسه و اون دختر چشم مشکی که مدام میگه من چشمام خرماییه از دستم بپره چیه؟دیگه قشنگی غروبارو دلتنگی جمعه هاشو بهتر میفهمیدم،دیگه اشتی سرم میشد منی که فکر میکردم تا ابد میتونم بدون نبود ادما زندگی کنم،اخم به ابرو اومدن یار و خم شدن کمر خودم میفهمیدم

کام عمیقی از چهارمین سیگار روشن شده اش گرفت و منی که سرفه هامو حبس میکردم که مبادا سر ملاحظه کردن من این صحنه رو از دست بدم

گفت:معظلم شده بود اون گلدونای فلزی قشنگ بنفشت و پتوسای قلم زده رو ایون دنجت که مبادا سرمای زمستون و گرمای تابستون خرابشون نکنه،منی که از تناژ مشکی و سرمه ای رسیده بودم به زرد و سفید و بنفشت و این طیف  رنگایی که همیشه ،رفقامو سر پوشیدنشون به سخره میگرفتم،منی که صبح ها کارم شده بود یه ثانیه شنیدن صدای خواب الودت و قربون صدقه رفتن برای اون روی ماه  نشسته ات

دوباره کام محکمی از سیگارش گرفت اینقدر محکم که گلوی خودشم سوزوند

بین این همه تعریف حقم مردن نبود؟

نگاهامون به هم گره خورد

گفت؛خدایی بی انصافی نمیکنی وقتی میگی کاش تو رو ندیده بودم؟

کاش میشد مثل همه دخترا بپرم تو بغلش و بگم بسه معذرت میخوام اما من...

گفت:اگه ندیده بودم که همون مردی بودم که با یه مرده هیچ فرقی نداشت و جسمش راه میرفت و کسی نبود که مونتیگو صداش کنه


پاشد ،اومد کنارم رو پارکت نشست،جا رد دستاشو دست کشید،موهامو نوازش کرد،حتی رد اشکامو بوسید

گفت:همیشه به خودم میگم چی شد که این شد؟چی شد که خدا یه حالی بهت داد؟چی شد که حاضرم یه دنیا و ادماش نباشن فقط تو باشی کنج دلم

اروم لبخند زدم و روی پاهاش دراز کشیدم و مونتیگویی که دستاش بین موهام یه موج دریا درست میکرد،یه دریای اروم و ابی

#ژین آ

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108