2777
2789
عنوان

با نامزدم میخام‌بگم +بیاین لطفا

349 بازدید | 13 پست

میخام بگم میریم طبقه بالا مادرت اینا اما میخام کلا جدا باشم

عین ی خونواده کاملا مستقل

لطفا بیاید بگیرد چطور منظورمو برسونم ک جبهه نگیره

قبول هم کنه زر مفته همش سرشون تو زندگیتونه

به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بریم نمیتونی کاااملا مستقل باشی

باورم نمیشه اسم کاربریمو ساسا جون میخونید!!!!!!!!!!!!!!!چرا اخه! عزیزان  سَه سَه جون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ترجیععععع میدهم به ذوق خویش دیوانه باشم تا به میل دیگران عاقل!!!!!!! ترجیع میدم ترجیح و ترجیع بنویسم دوست عزیز مگر نه اندازه یه ترجیح سواد دارم😂😂😂😂

هر چقدم خط و نشون بکشی بازم نمیتونی اونجا مستقل بشی..عممرا بتونی

عیزم چشمت که ب پروفم خورد این ذکر و با خودت تکرار کن 😑 : فتبارک الله احسن الخالقین   والسلام👊هی نگو وای پروفت 😒مرسی اه😐🔪

مث اینه بری تو قفس شیر و ب شیر بگی منو نخور من غذات نیسم

  هیچ چیز از هیچکس بعید نیست پس از همدیگه بت نسازید...😇اگه تینا صدام کنی خوشحال تر میشم💚😁                                    

سلام استارتر منم مشکل تورو دارم تا الان حل نشده دوساله 

ولی ببخش اینم میگم تو تاپیکت خانوما تورو خدا یه تاپیک زدم الان راهنمایی مخام هیشکی نیومد توروخدا برین منم راهنمایی کنین بازم ببخش استارتر😢

بگو من میخوام با ازدواج به آرامش برسم و به این نتیجه رسیدم که با تومیتونم به این آرامش برسم.خانواده ی تو مثل خانواده ی خودم میمونن دوسشون دارم .

مادرتو خیلی دوست دارم چون مردِ زندگیِ منو تربیت و بزرگ کرده.من دوست ندارم هیچوقت کدورتی بینمون پیش بیاد.دلم یه زندگی مستقل میخواد خواهش میکنم بهم کمک کن.

وقتی تو بهم میگی هر روز زود از خواب بیدار شم و بعدِ کارای خودم برم پایین و به مادرت کمک کنم منو مضطرب میکنه.احساس میکنم امور زندگیم دست خودم نیست و زندگی مستقلی ندارم جوری که اگه یه روز نتونم این خواستت رو برآورده کنم ازم ناراحت میشی و رو زندگیمون اثر بد میذاره.پس لطفا انتظاراتت رو متعادل کن تا به زندگیمون صدمه ای وارد نشه.من همیشه بااحترام با خانوادت رفتار میکنم ولی اینکه هرروز بهشون سر بزنم و کمکشون کنم برام مقدور نیست و اذیت میشم .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز